الساالسا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
سورنسورن، تا این لحظه: 7 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

السا و سورن

اُ اُ

امروز ظهر ظرف پف فيل روي ميز ناهارخوري رو کشیدی طرف خودت تا بخوری ولی همه ش پخش زمین شد تا از تو آشپزخونه دویدم اومدم گفتم السا جون چی شد ؟ سریع به من نگاه کردی و انگشتتو تکون دادی گفتی اُ اُ ... يعني خرابكاري شد!   اي جانِ دلم تو اين اصطلاحاتو از كجا مياري آخه 😄😊
6 تير 1397

معذرت ميخوام

امروز عصر داشتم رو مبل چرت میزدم و عصر طولانی تابستون به آرومی با صدای دلنوازت میگذشت ، يهو شما پريدي رو پاي من اما سريع قبل از اينكه من واکنشی نشون بدم گفتی : ببخشید مامان معذرت میخوام ! آخ که من غش کردم از خوشی فدات بشم تا میتونستم بوسیدمت و قربون صدقه ت رفتم . مرسی که واسه امروزمون یه خاطره شیرین ساختی با شیرین زبونیت😘❤️
3 تير 1397

آرامشم

امروز صبح چشم که باز کردی گفتی باباجون کجاست ؟ 😍 گفتم سرکاره دخترم . دیگه تا ظهر همش تکرار میکردی باباجون سرکاره خوراکی میخره میاد . امروز باید ثبت بشه شيرين زبونم ❤️
7 خرداد 1397

شيرين و فندقيه

دختركم نور چشمم هر روز كه ميگذره شيرين و شيرين تر میشی و با حرفها و کارهای تازه ما رو ذوق زده میکنی ، وقتی خوراکی خوشمزه ای میخوری دست میکشی رو شکمت و میگی یام یام 😋 تازگیها هم میگی شیرین و فندقیه به به . حالا هر طعمی که داشته باشه اگه خوشمزه باشه از نظر شما شیرین و فندقی فقط میتونه باشه الهی قربون اون حرف زدنت ❤️
31 ارديبهشت 1397

سبز 💚

عزيزكم امروز صبح با كلي مداد رنگي و خودكار مشغول بازي بودي . (خط خطي كردن و نقاشي و بازي با رنگها از محبوب ترين كارها واسه شماست)  ️ وقتي حسابي سرت گرم بود چند تا رنگ سبز از روشن تا تيره رو كنار هم چيديم و ازت پرسيديم السا جون اين سبزِ روشنه اين يكي چي ؟ شما هم با ذوق گفتي سبزِ خاموش خلاصه كه تا چند ساعت حسابی به این جواب بامزه میخندیدیم و قربون صدقه شیرین زبونیت میرفتیم ️ ️ ️ ...
29 فروردين 1397

دو سالگی

دلبندم دخترک شیرینم دوسال از اومدنت به خونه پر از عشق ما میگذره دوساله شدی عزیزکم مهربانتر از آسمان و زیباتر از باران اومدی تو روزهامون . عاشق جنب و جوش و دویدنی و از هر فرصتی برای دویدن و حتي بالا رفتن از ديوار راست ! استفاده ميكني  وقتی هم تو بازی دنبالمون میدوی مرتب میگی وایسااا وایساااا کلمات زيادي رو به خوبي تلفظ ميكني و وقتي جايي ميري و كسي رو ميبيني به شيريني هر چه تمام تر میگی سلام ️ رنگها رو به خوبی میشناسی و اسمشون رو میگی مخصوصا آبی و قرمز و صورتی از رنگای محبوبته و به سبز هم با مهربونی میگی سبز نازه کارتون مورد علاقه شما پوکویو و ماشا ست و با لذت میبینی . غذای محبوبت هم که ماکارونیه و هر وقت ازت میپرسیم چی میخوری فو...
27 بهمن 1396

عزیزکم ❤️

نصف شب از خواب بیدار شدی دست کشیدی رو صورتم و آروم گفتی مامان ! گفتم جونم عزیزم گفتی آب پاشدم رفتم تو آشپزخونه لیوانتو برداشتم و فكر ميكردم كه ديگه بدخواب شدی و باید کلی بیدار بمونیم سریع آب آوردم دیدم همینجور آروم تو رختخواب نشستی آب رو خوردی و گفتی ممنون ❤️ و باز دراز کشیدی و چشمای قشنگت رو بستی . شاید هیچ وقت فکرشو نمیکردم که انقد زود ببینم این رفتار و راحت خوابیدنت رو  . تو کی آخه انقد بزرگ شدی نور چشمم ؟😍
22 دی 1396

آقا مسعود بیا

دختر قشنگم امروز ظهر وقتی داشتیم ناهار میخوردیم بابامسعود رفت تو آشپزخونه تا چنگال اضافی بیاره یهو شما ادای منو درآوردی و بلند گفتی آقا مسعود بیا ️ ️ ️ ️ نمیتونی حال ما رو تو اون لحظه تصور کنی قلبم لبریز شوق شد و تا چند دقیقه مرتب ازت میخواستیم تکرار کنی و کیف کنیم این لحظه قشنگ ارزش هزاران بار ثبت شدن رو داره السای من...
2 آذر 1396