الساالسا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره
سورنسورن، تا این لحظه: 7 سال و 2 ماه سن داره

السا و سورن

درباره تو ... السا جان

رابطه خوب و مهربانانه تو و سورن خيلي اين روزها قلب ما رو گرم ميكنه السا خانوم شما این روزها به نقاشی کشیدن علاقه مند شدی و تقریبا بیشتر وقتت مشغول داستان گفتن درباره شخصیت هایی که کشیدی هستی شخصیت های محبوبت پونی کوچولو و هر نوع اسب تک شاخه ، بی وقفه میتونی درباره گلها و رنگین کمان صحبت کنی عاشق رنگها هستی . غذای مورد علاقه ت ماهی قزل آلا سرخ شده یا به قول خودت ماهی ته دیگی و پلو که با اشتیاق میخوری بستنی و نارنگی و هندوانه هم که دیگه واسه خوردنش هیچ وقت نه نمیاری 😍 چند وقته كه بخاطر ويروس كرونا كمتر بيرون ميريم اما در عوض مربي شاد و مهربوني داري به اسم خاله عاطفه كه چند روز در هفته مياد خونه و چند ساعت با هم بازي ميكنين و كاردستي&...
17 آبان 1399

پت و مت مورد علاقه السا

وقت غذاخوردن که میرسه السا اصرار داره که همه درباره پت ومت صحبت کنیم و دور میز به نوبت یه جک بسازیم درباره پت و مت و همه با هم بخندیم این برنامه هر روز ماست که السا اصرار داره هر روز انجام بشه . حالا اینکه انقدر ما اصرار میکنیم که موقع غذاخوردن نباید انقدر خندید و صحبت کرد بماند ... 😄
17 آبان 1399

جوک

امروز صبح السا خانوم بهم گفت مامان میخوام یه جوک واست تعریف کنم منم خیلی تو دلم ذوق کردم 😍  یهو گفت یه آناناس پروفسور شده و شروع کرد به خنده حالا نخند کی بخند . منم با خوشحالی خندیدم و تا شب ده ها بار تعریف کرد بازم باید میخندیدم دیگه 😄 این اولین ها خیلی میچسبه 
4 بهمن 1398

تولد آقا سورن

از هيجان و فكر و خيال نتونستم شب خوب بخوابم صبح ساعت شش چشمامو با ديدن قيافه معصوم و خواب السا جون باز كردم كلي باهاش صحبت كردم و نوازشش كردم با اشك ازش خداحافظي كردم و بهش قول يه عالمه روزاي خوب دادم ،  عمه صفورا و محبوبه و حبيبه هم بيدار شدن و بذوقه مون كردن تا بريم كاراي بستري رو انجام بديم همراه بابا مسعود راهي بيمارستان شديم . ساعت هفت بيمارستان ارجمند بوديم دل تو دلمون نبود اتاق رو انتخاب كرديم و كلي فرم پر كرديم بعد لباسامو عوض كردم و راهي اتاق عمل شدم چه احساس عجيبي چه هيجان غير قابل توصيفي ... السا جانم تو اين لحظه ها همش چهره قشنگت جلو چشمم بود و به واكنشت فكر ميكردم وارد اتاق عمل كه شدم يهو ترس وجودمو گرفت و با اصرار خود...
5 شهريور 1398

منو بهول

امروز ظهر با بابا مسعود حسابی مشغول بازی بودی چند تا بالش گذاشته بودی کنار مبل و هی از رو مبل میپریدی پایین ، بابا مسعود هم یواش میزد پشت کمرت و میخندیدین ، یهو از خودت یه حرف تازه درآوردی و بجای منو هول بده گفتی باباجون منو بهول 😀  ما دو تا هم تا چند دقیقه از خنده پخش زمین شدیم . چند تا فعل دیگه هم داری مثل كنديدم ، چیدیدم و... 😂  
30 ارديبهشت 1398

من و السا

السا جانم امروز به من گفتی مامان تو بهترین مامان دنیایی ! نمیدونم نمیدونم چی شد که اینو گفتی و نمیدونم از کجا این جمله رو یاد گرفتی ولی قلبم از خوشی شنیدن این جمله تندتر و تند تر تپید ... بماند به یادگار از امروز  ❤️
5 اسفند 1397

علاقه مندیهات

السا جونم شما خیلی به انواع و اقسام دایناسورها علاقه مند شدی هر وقت میریم خرید بیشتر وقت رو به نگاه کردن دایناسورهای ریز و درشت میگذره تو خونه هم سرزمین دایناسورها درست کردی که هر شب با بابامسعود میرین تو اتاقت و حسابی باهاشون بازی میکنین ، البته مامان کیمیا هنوز اجازه ورود به قلمرو پدر و دختری رو پیدا نکرده 🙂  کارتون مورد علاقه شما پاو پاترول و پپا پگ که همیشه با لذت میبینی و جزو عروسکای محبوبت هم هستن 😍 علاقه خیلی زیادی به نگاه کردن به آسمان و دیدن ماه و ستاره ها داری دخترکم چند شب پیش داشتیم تو جاده میرفتیم شما از تو ماشین ماه رو نگاه کردی و گفتی دوست دارم فضانورد بشم برم پیش ماه و ستاره ها قند و عسلم اون شب من و بابا مسعود حسابی ذوق...
24 مهر 1397

منم همینطور!

السا جونم موهاي شما بلند و فرفري شده امااا شما خيلي بهشون حساسي شستن و شونه كردن موهاتون واقعا جز کارای نفس گیره 😂 امروز شما بالاخره رضایت دادین که به قول خودت کوچولو کوچولو موهاتونو شونه کنم بعد از چند ساعت بهت گفتم من موهامو شونه کردم یهو با شیرین زبونی گفتی : منم همینطور ! آخ قلبممممم ❤️❤️❤️❤️❤️ 
6 شهريور 1397

پایان پوشک 😉

همیشه شنیده بودم سی ماهگی بچه ها بهترین وقت برای از پوشک گرفتنشونه چون خودشون هم بیشترین آمادگی رو دارن خوشحالم که این مرحله هم به آسونی طی شد السا خانوم هم بیشترین همکاری رو انجام دادن تا توی سه روز تمام آموزش استفاده از پاتی و دست شستن و نبستن پوشک به خوبی انجام بشه ❤️❤️❤️ تا یادم بمونه همیشه این از پوشک گرفتن چقد فکرش واسم سخت بود اما با کمی بازی و صبر و شور و هیجان دادن تموم شد و ازش موند یه خاطره 😊
31 تير 1397